1
پژوهشگر مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه،تهران، ایران.
2
دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
چکیده
با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، جهان دچار تغییرات شگرف شد که جهانی شدن مهم ترین نمود این امر است. از این رو، از نیمه دهه 90 میلادی که تاکید بر چند جانبه گرایی روند رو به رشدی را تجربه کرد، قدرت های نوظهوری نیز در عرصه بین الملل به بازیگری پرداختند. یکی از مهم ترین آنها هندوستان است که از زمان روی کار آمدن نارندرا مودی توانسته با در پیش گرفتن یک سیاست خارجی توسعه گرا، با کشورهای گوناگون جهان از جمله عربستان سعودی به دادوستد بپردازد و در برابر، عربستان سعودی نیز برای برنامه های توسعه محور خود نیاز به دو عنصر سرمایه و نیروی کار دارد و هندوستان شریک مناسبی برای این کشور است که می تواند نیازهای این کشور را بر مبنای یک وابستگی متقابل اقتصادی برطرف کند. روابط این دو واحد سیاسی پیشینه ای دیرینه دارد و علیرغم ماهیتی اقتصادی، اهداف امنیتی را نیز دنبال می کند. با توجه به موارد بالا، پرسش اصلی در این مقاله این است که راهبرد دیپلماسی اقتصادی هند در عربستان سعودی دارای چه عناصری و تبیینکننده چه اهدافی میباشد؟ روش پژوهش استفاده شده در این مقاله، کیفی و با رویکرد توصیفی –تحلیلی است. نویسندگان کوشیده اند در چهارچوب نظریه وابستگی متقابل نشان دهند که هندوستان با یک رویکرد مبتنی بر استفاده از قدرت نرم در چهارچوب همکاری های اقتصادی، اهدافی همچون کنترل پاکستان، موازنه قوا با چین، امنیت غذایی و تقویت سیاست بازار بزرگ هند را در منطقه خلیج فارس پیش ببرد.