مفهوم پردازی «دولت کوچک» در روابط بین الملل: مورد قطر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه خوارزمی

چکیده

در تبیین جایگاه دولت ­های مختلف در نظام منطقه ­ای و بین ­المللی و سطح قدرت آنها که بر تعریف دولت­ ها از اهداف و نقش ­آفرینی خارجی خود تأثیرگذار است، در چارچوب­های نظری مختلف بر متغیرهای متفاوتی تأکید می ­شود. در طبقه­ بندی کشورها به عنوان دولت کوچک و ارائه­ تعریفی مشخص از این نوع دولت و ویژگی­ های آن در نظام بین­ الملل اجماع نظر چندانی وجود ندارد. به گونه ­ای که برخی بهترین شیوه را عدم تعریف دولت کوچک می­ دانند و معتقدند که دولت­های کوچک به اندازه­ کافی شناخته شد ه­اند و نیازی به ارائه­ تعریف خاص نیست. به عبارت دیگر، سوای ابهامی که موضوع تعریف دولت­های کوچک را فرا گرفته است، هیچ کس نمی ­تواند وجود آنها در نظام بین ­الملل را زیر سئوال ببرد. دولت­های کوچک، اکثریت قابل توجهی از دولت‌های نظام بین­ الملل را تشکیل می­ دهند. با این حال، تلاش­ های مختلفی برای ارائه­ تعریف و تبیین ویژگی­های دولت­های کوچک در ادبیات روابط بین ­الملل انجام شده است که در این مقاله آنها را در قالب شش رویکرد بررسی می­ کنیم. پس از مرور این شش رویکرد کلی، مفهوم دولت کوچک مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت و در نهایت، مورد قطر به­ مثابه­ دولتی کوچک را با توجه به رویکردهای مذکور مورد بررسی قرار می­ دهیم.

کلیدواژه‌ها