1
استاد گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی،دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2
استادیارموسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، ایران
3
استادیارگروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
چکیده
ایران و چین، بهعنوان دو تمدن دیرینه و تأثیرگذار، در طول تاریخ روابط فرهنگی عمیق و مستمری داشتهاند که بازخوانی آنها میتواند افقهای تازهای در دیپلماسی فرهنگی بگشاید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل ثانویه منابع مکتوب، به شناسایی و تبیین مشترکات فرهنگی میان دو کشور پرداخته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که این اشتراکات در سه محور اصلی قابل دستهبندیاند: عناصر فرهنگی، اسطورههای مشترک، و آیینهای مشابه. این مؤلفهها، در صورت فعالسازی از طریق ارتباطات میانفرهنگی، میتوانند به شکلگیری هویتهای مشترک و بازتعریف منافع فرهنگی منجر شوند. مدل مفهومی تحقیق، بر پایه نظریه سازهانگاری، سازوکاری را ترسیم میکند که در آن فرهنگ نهتنها بازتابی از گذشته، بلکه ابزاری برای ساخت آیندهای همگراست. در این چارچوب، اشتراکات فرهنگی صرفاً شباهتهای آماری نیستند، بلکه ظرفیت آن را دارند که در قالب دیپلماسی فرهنگی، به ابزار راهبردی برای تقویت تفاهم، اعتماد و همکاری پایدار میان ایران و چین تبدیل شوند. واژگان کلیدی: ارتباطات میانفرهنگی، سازهانگاری، ایران، چین، عناصر فرهنگی، اسطوره، آیین.