<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه سیاست خارجی</title>
    <link>https://fp.ipisjournals.ir/</link>
    <description>فصلنامه سیاست خارجی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>واکاوی نقش شورای امنیت در مقابله با تهدیدات نوظهور علیه صلح و امنیت بین‌المللی؛ مطالعه موردی جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_734126.html</link>
      <description>شورای امنیت سازمان ملل متحد، در تئوری دارای اختیارات گسترده‌ای برای مقابله با جنگ‌ها، تجاوز و نقض فاحش حقوق بین‌الملل است.&amp;amp;nbsp;با این حال، عملکرد این نهاد همواره با چالش‌های بنیادین مواجه بوده است.&amp;amp;nbsp;این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، شکاف میان نقش نظری و عملکرد واقعی شورای امنیت را در مواجهه با تهدیدات نوظهور بررسی می‌کند.&amp;amp;nbsp;پرسش اصلی، شناسایی موانع ساختاری، حقوقی و سیاسی کاهش‌دهنده کارآمدی و مشروعیت شورا در بحران‌های معاصر است. فرضیه تحقیق بر سه مانع کلیدی تمرکز دارد: ساختار تصمیم‌گیری مبتنی بر حق وتو، ابهام در تعریف &amp;amp;laquo;تهدید علیه صلح&amp;amp;raquo; در قبال تهدیدات نوظهور و ناسازگاری سازوکارهای سنتی شورا با ماهیت فناورانه این تهدیدات.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها نشان می‌دهد کارآمدی شورا به شدت تحت تأثیر ساختار نظام بین‌الملل، منافع ملی اعضای دائم&amp;amp;nbsp;و استفاده ابزاری از &amp;amp;laquo;حق وتو&amp;amp;raquo; قرار دارد؛ عواملی که به ناکارآمدی، عدم شفافیت، استانداردهای دوگانه و تضعیف مسئولیت حمایت انجامیده‌اند. مطالعه موردی جنگ 12 روزه اسرائیل علیه ایران (ژوئن 2025) این یافته را عیناً تأیید کرد: شورا در نتیجه ملاحظات سیاسی اعضای دائم (مشارکت مستقیم آمریکا و سکوت محتاطانه روسیه و چین)&amp;amp;nbsp;دچار &amp;amp;laquo;فلج کامل&amp;amp;raquo;&amp;amp;nbsp;شد و هیچ اقدام مؤثری برای محکومیت یا توقف جنگ انجام نداد.&amp;amp;nbsp;آتش‌بس نهایی نیز نه بر پایه قطعنامه شورا، بلکه توسط آمریکا و در پی موازنه قدرت نظامی تحمیل گردید.&amp;amp;nbsp;این مطالعه، غلبه منافع قدرت‌های بزرگ بر اصول امنیت جمعی و گذار از حقوق بین‌الملل کلاسیک به دیپلماسی مبتنی بر قدرت را اثبات می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سیاست خارجی ایران در قبال جنگ سال 2022 روسیه و اوکراین.</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_733552.html</link>
      <description>چکیدهاوکراین در دو دهه گذشته همواره عرصه رقابت و منازعه قدرت‌های بزرگ جهانی بوده است. جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022 از مهم‌ترین تحولات بین‌المللی است که با دقت از سوی کشورهای دیگر دنبال می‌شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی سیاست خارجی ایران در قبال جنگ سال 2022 اوکراین است. سوال اصلی این است که سیاست خارجی ایران در جنگ روسیه و اوکراین در سال 2022 چه بوده است؟ فرضیه پژوهش بر این تاکید دارد که ایران با اتخاذ سیاستی واقع‌گرایانه و عمل‌گرایانه، ضمن مخالفت با توسل به جنگ به‌عنوان راه‌حل بحران، بر موازنه‌گرایی و همگرایی تاکتیکی با روسیه در برابر فشارهای غرب تأکید داشته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سیاست خارجی ایران ابتدا در قالب بی‌طرفی و تأکید بر موازین بین‌المللی و سپس در شکل حمایت نسبی از روسیه، بازتابی از رویکرد موازنه‌گرایانه در چارچوب نظم در حال گذار جهانی است که بر تقویت جایگاه ایران در محور شرق و کاهش وابستگی به غرب می انجامد. از جمله عوامل مؤثر بر آن نیز حرکت در مسیر نگاه به شرق، همکاری بیشتر با روسیه، مخالفت با گسترش ناتو و تلاش برای استفاده از این جنگ به ویژه در زمینه فروش انرژی بوده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی و با روش اسنادی (کتابخانه‌ای) انجام شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرفیت سازی انرژی در سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی (مطالعه موردی ترکمنستان)</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_733553.html</link>
      <description>امروزه نقش انرژی در سیاست خارجی کشورها با توجه به اهمیت روزافزون آن در تحولات سیاسی و اقتصادی جهان برجسته‌تر شده است؛ تا آنجا که امروزه ژئوپلیتیک انرژی و ژئواکونومی سهم عمده‌ای در شکل‌دهی به سیاست خارجی کشورها ایفا می‌کنند. در همین راستا پرسش اصلی مقاله حاضر این است که ظرفیت انرژی در شکل‌دهی به سیاست خارجی ایران در قبال کشورهای آسیای مرکزی، به ‌ویژه ترکمنستان، چگونه عمل می‌کند؟ در پاسخ،‌ فرضیه پژوهش بیان می‌کند که بر اساس چارچوب نظری ترکیبی ژئوپلیتیک انرژی و ژئواکونومی، با تحلیل داده‌ها با استفاده از روش کیفی و رویکرد توصیفی- تحلیلی و با توجه به حضور ایران و ترکمنستان در جمع کشورهای تولیدکننده و صادرکننده انرژی، ظرفیت انرژی در سیاست خارجی ایران می‌تواند کارکردی به مثابه یک ابزار راهبردی داشته باشد و در راستای هسموسازی منافع انرژی‌محور دو کشور، همزمان در کاهش چالش‌های ژئوپلیتیکی ترکمنستان و ژئواکونومیکی ایران ایفای نقش نماید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که گرچه ایران و ترکمنستان به ‌عنوان تولیدکنندگان گاز طبیعی ممکن است رقیب یکدیگر قلمداد شوند، اما همکاری‌های مبتنی بر ترانزیت و سوآپ گاز می‌تواند زمینه‌ساز گسترش روابط دوجانبه و پیش‌برنده منافع مشترک باشد. همچنین مسیرهایی مانند راه‌گذر بین‌المللی شمال ـ جنوب و اتصال بندر چابهار به آن، می‌تواند نقش مهمی در تسهیل صادرات گاز ترکمنستان و تثبیت جایگاه ایران در زنجیره ترانزیت انرژی منطقه‌ای ایفا کند. با این حال، عملیاتی‌سازی این ظرفیت‌ها با چالش‌های ساختاری همچون تحریم‌های یکجانبه و رقابت‌های ترانزیتی مواجه است که غلبه بر آنها نیازمند دیپلماسی فعال دوجانبه و چندجانبه در سطح منطقه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تهدیدهای نارکوتروریسم داعش خراسان افغانستان(2018-2024)</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_733554.html</link>
      <description>با افزایش فعالیت گروه تروریستی تکفیری داعش در غرب آسیا، گروه‌های متعدد تروریستی نیز در افغانستان شروع به تحرکات گسترده ناشی از اقتصاد قدرتمند قاچاق مواد مخدر کردند. داعش خراسان به عنوان یکی از همین گروه‌ها، با هدف ایجاد یک مجموعه افراطی بنیادگرا و توسعه همه‌جانبه عملکردش، عمده فعالیت‌های تروریستی خود را در افغانستان و کشورهای همسایه انجام داده است. (طرح مساله) این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از نظریه واقع‌گرایی تدافعی، و اطلاعات لازم را از منابع اینترنتی و مقالات جمع آوری کرده است. به همین منظور می باشد که سوال بدینگونه مطرح می‌شود که، &amp;amp;laquo;جمهوری اسلامی ایران چه راهبردی به منظور کاهش تهدیدهای داعش خراسان در افغانستان برای دستگاه دیپلماسی خود اتخاذ کرده است؟(سؤال) یافته‌ها: یافته‌های پژوهش بیان می‌دارد که، تهدیدات داعش خراسان در حوزه‌های: 1-معضلات امنیتی، نظیر گسترش فعالیت‌های تروریستی؛ 2- مشکلات اقتصادی همچون ایجاد اقتصاد سیاه؛3- حوزه‌ی معضل سیاسی، به شمار می‌رود. به همین منظور راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای کاهش تهدیدهای این گروه، روند همکاری خود را با سازمان‌های منطقه‌ای از جمله اکو، شانگهای توسعه داده و همگرایی‌ دو جانبه با کابل و چند جانبه در آسیای مرکزی را توسعه داده است.(فرضیه)</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست الگوی راهبردی دیپلماسی فرهنگی در عصر دیجیتال: مطالعه موردی مدیریت تصویر ملی در تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_733556.html</link>
      <description>در دنیای پیچیده بحران‌های بین‌المللی، دیپلماسی فرهنگی به‌عنوان ابزاری کلیدی از قدرت نرم، ظرفیت‌های منحصربه‌فردی برای کاهش تنش‌ها، بازسازی اعتماد و تقویت ارتباطات میان‌فرهنگی ارائه می‌دهد. این پژوهش با هدف تبیین عملیاتی و ارزیابی تجربی نقش دیپلماسی فرهنگی در مدیریت بحران‌های بین‌المللی در بستر دیجیتال، به مطالعه موردی تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران (بعنوان موردکاوی اصلی) می‌پردازد. این مطالعه ابتدا یک مدل مفهومی تلفیقی (بر اساس قدرت نرم، دیپلماسی فرهنگی و دیجیتال) را تدوین کرده و سپس سازوکارهای آن (روایت‌سازی و اعتمادسازی) را در موردکاوی منتخب، تحلیل می‌نماید. داده‌ها با تمرکز بر این موردکاوی و با رویکرد ترکیبی کیفی-کمی، از طریق پیمایش ۷۸ کارشناس و ۱۵ مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته گردآوری و تحلیل شدند. تحلیل مضمون کیفی و ارزیابی کمی نشان می‌دهد دیپلماسی فرهنگی از طریق بازتعریف روایت‌ها (با میانگین تأثیر ۴.۲ از ۵ در پیمایش)، واسطه‌گری غیررسمی و نهادسازی ادراکی عمل کرده و ابزارهای دیجیتال آن را تقویت می‌کنند، اما چالش‌هایی مانند محدودیت‌های نهادی، نابرابری‌های فناورانه و سوءبرداشت‌های فرهنگی اثربخشی را کاهش می‌دهند. این مطالعه با ارائه مدل مفهومی کاربردی و شاخص‌های عملیاتی بحران محور، به سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا ظرفیت‌های قدرت نرم کشورها را در مواجهه با بحران‌ها ارتقا دهند و گفت‌وگوی میان‌فرهنگی را تسهیل نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیپلماسی ورزشی ابزاری برای بهبود تصویر و ویژند ملی: یک بررسی فراترکیب</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_733557.html</link>
      <description>ورزش به‌عنوان یکی از مؤثرترین ابزارها برای دیپلماسی عمومی و ویژند سازی ملی شناخته می‌شود. دیپلماسی ورزشی، به‌عنوان شاخه‌ای از دیپلماسی عمومی، به استفاده از ورزش برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی، دیپلماسی مردم با مردم، تقویت هویت و تصویر کشور و ارتقا روابط بین‌المللی اشاره دارد. این مقاله به بررسی تأثیر دیپلماسی ورزشی بر ویژند سازی ملی و تصویر ملی کشورها پرداخته و با استفاده از روش فراترکیب، مطالعات موجود در این حوزه که دامنه 183 مقاله از پایگاه web of science را شامل می‌شود را تحلیل و ترکیب کرده است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه دیپلماسی ورزشی می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر در ارتقای ویژند و تصویر ملی کشورها مؤثر باشد. یافته‌ها نشان می‌دهند که دیپلماسی ورزشی از طریق افزایش شناخت جهانی، تقویت هویت ملی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، رشد صنعت گردشگری و بهبود روابط بین‌المللی، به شکل چشمگیری به ارتقای جایگاه کشورها در سطح جهانی کمک می‌کند. همچنین، یافته‌ها به موارد موفقی چون تأثیر جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و جام جهانی 2022 قطر پرداخته و چالش‌ها و موانعی مانند هزینه‌های بالای میزبانی و چالش‌های سیاسی را نیز بررسی می‌کند. درنهایت، نتایج نشان می‌دهند که در دنیای امروز که اهمیت قدرت نرم افزایش‌یافته، دیپلماسی ورزشی می‌تواند ابزاری مؤثر در بهبود تصویر کشور، روابط بین‌المللی و جایگاه جهانی کشورها باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دولت آونگی و پویایی سیاست خارجی ترکیه؛ مورد پژوهی: جنگ اوکراین</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_734256.html</link>
      <description>سیاست خارجی ترکیه با ورود به قرن بیست و یکم، الگویی پویا و چندوجهی یافته که فهم آن نیازمند چارچوب‌های تحلیلی نوین است. این پژوهش با هدف تبیین این پویایی، به تحلیل کنشگری ترکیه در جریان جنگ ۲۰۲۲ اوکراین از طریق چارچوب مفهومی دولت آونگی و نظریه سیستم‌های انطباقی پیچیده می‌پردازد. فرضیه اصلی آن است که رفتار آونگی ترکیه، پاسخی هوشمندانه به الزامات ژئوپلیتیک، فشارهای سیستمی و پویایی‌های داخلی برای تحقق استقلال راهبردی است. این تحقیق با روش کیفی و رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری شده و رفتار ترکیه بر اساس پنج شاخص کلیدی دولت‌های آونگی (ژئوپلیتیک، اقتصاد، نظامی، دیپلماسی و قدرت هوشمند) و با تکیه بر نظریه سیستم‌ها تحلیل شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ترکیه در بحران اوکراین، با اتخاذ یک استراتژی دوگانه حمایت نظامی از اوکراین و حفظ روابط اقتصادی با روسیه نقش یک دولت آونگی را به طور کامل ایفا کرد. این کشور با استفاده از اهرم‌های ژئوپلیتیک (کنوانسیون مونترو)، اقتصادی (کریدورهای انرژی) و دیپلماتیک (میانجی‌گری در توافق غلات)، توانست نفوذ خود را بر هر دو طرف متخاصم حفظ کند. کنشگری آونگی، جایگاه ترکیه را از یک متحد پیرو به یک تنظیم‌گر محوری در نظم بین‌الملل تغییر داده است. این استراتژی ضمن تحقق استقلال راهبردی، با ایجاد خلأ اعتبار و معرفی ترکیه به عنوان یک متحد غیرقابل اتکا، ریسک‌های ساختاری نیز به همراه داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول در سیاست خارجی کره جنوبی در غرب آسیا: از اقتصادمحوری به تعامل چندبُعدی(۲۰۲۴_۲۰۰۰)</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_734334.html</link>
      <description>غرب آسیا با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیکی راهبردی، گذرگاه‌های حیاتی و سهم قابل توجه از ذخایر انرژی، نقشی تعیین‌کننده در ساختار قدرت، معادلات انرژی و معماری امنیت بین‌المللی ایفا می‌کند. برای کره جنوبی که بخش عمده نیازهای انرژی خود را از این منطقه تأمین می‌نماید، غرب آسیا واجد اهمیتی راهبردی و غیرقابل جایگزین است. اگرچه تعاملات پیشین سئول با این منطقه عمدتاً بر همکاری‌های انرژی‌محور متمرکز بود، اما از دهه ۲۰۰۰ به بعد به‌تدریج حوزه‌هایی همچون فناوری‌های نوین، توسعه زیرساخت‌ها، همکاری امنیتی&amp;amp;ndash;نظامی و دیپلماسی فرهنگی را نیز در بر گرفته است.سؤال اصلی پژوهش این است که سیاست خارجی کره جنوبی در غرب آسیا در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ میلادی چگونه تغییر یافته است؟ این پژوهش با روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و بهره‌گیری از چارچوب نظری نولیبرالیسم نهادی، سازوکارهای نهادی، اقتصادی و ساختاری این تحول را واکاوی می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که افزایش وابستگی متقابل اقتصادی و انرژی، توسعه ترتیبات نهادی در حوزه‌های انرژی، فناوری و زیرساخت، تقویت قواعد همکاری و نقش فزاینده شرکت‌های بزرگ کره‌ای در قالب شبکه‌های همکاری چندسطحی، مهم‌ترین عوامل انتقال سیاست خارجی سئول از الگوی اقتصادمحور به الگوی تعامل چندبعدی و نهادبنیاد بوده‌اند. در پی این تحول، روابط کره جنوبی با غرب آسیا از انسجام نهادی بیشتری برخوردار شده و جایگاه این منطقه در راهبرد کلان سیاست خارجی سئول ارتقا یافته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>English Abstracts</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_735075.html</link>
      <description>Contents&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; Exploring the Role of the Security Council in Confronting Emerging&amp;amp;nbsp;Threats to International Peace and Security; a Case Study of Israeli&amp;amp;nbsp;Regime&amp;amp;rsquo;s 12-day War against Iran &amp;amp;nbsp;Heidar Piri/Zahra Khavari&amp;amp;nbsp;&#13;
 Examining the Islamic Republic of Iran's Foreign Policy Regarding&amp;amp;nbsp;the 2022 War between Russia and Ukraine&amp;amp;nbsp;Farzad Navidinia/Mohsen Soleiman&amp;amp;nbsp;&#13;
 Energy Capacity Building in the Islamic Republic of Iran's Foreign&amp;amp;nbsp;Policy in Central Asia (A Case Study of Turkmenistan)&amp;amp;nbsp;Rahmat Hajimineh/Mohammad-Madi Khazaie/Ebrahim Rezaie Raad&amp;amp;nbsp;&#13;
 Foreign Policy Strategy of the Islamic Republic of Iran Against&amp;amp;nbsp;the Threats of Narco-Terrorism of ISIS Khorasan &amp;amp;nbsp;(2018-2025)&amp;amp;nbsp;Rashid Rekabian/Mehdi Pader-Vand/Mohsen Ezzati&amp;amp;nbsp;&#13;
 Application of the Strategic Model of Cultural Diplomacy in the&amp;amp;nbsp;Digital Age: A Case Study of National Image Management under&amp;amp;nbsp;Sanctions against the Islamic Republic of Iran&amp;amp;nbsp;Mohammad-Taha Ghaem-Panah&amp;amp;nbsp;&#13;
 Sports Diplomacy as a Tool for Improving National Image and&amp;amp;nbsp;Brand: A Meta-Synthesis Reveiw&amp;amp;nbsp;Zohreh Karim-Mian/Javad Ramezan-Ghorbani&amp;amp;nbsp;&#13;
 The Pendulum State and the Dynamics of Turkish Foreign&amp;amp;nbsp;Policy; Case Study: The Ukrainian War&amp;amp;nbsp;Mohammad Ali Ghanamizadeh fallahi/ Vali Golmohammadi / Vahid Hosseinzadeh&amp;amp;nbsp;&#13;
 The Evolution of South Korea's Foreign Policy in West Asia: From&amp;amp;nbsp;Economic Centricity to Multidimensional Engagement (2000-2024)&amp;amp;nbsp;Rahman Hariri/Niloofar Abdi/Seyed Shamseddin Sadeghi&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست فناوری‌های هوش مصنوعی در درگیری‌های مسلحانه نوین: مطالعه موردی جنگ غزه و پیامدهای راهبردی آن</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_735077.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین فناوری‌های تحول‌ساز در عرصه نبردهای نظامی شناخته شده است. توسعه سامانه‌های تصمیم‌یار، تحلیل‌گر داده‌های کلان و ابزارهای هدف‌گیری دقیق، منجر به شکل‌گیری نوعی از درگیری‌های مسلحانه شده که در آن فناوری‌های نوین نقشی محوری در راهبردهای نظامی ایفا می‌کنند. در این میان، جنگ غزه به‌عنوان یکی از جدیدترین نمونه‌ها، صحنه‌ آزمون گسترده بهره‌گیری از هوش مصنوعی توسط ارتش اسرائیل بوده است.
این پژوهش با بهره‌گیری از رویکردی تحلیلی-انتقادی به مطالعه کاربست سیستم‌های هوشمند نظیر «لاوندر»     (Lavender) و«گاسپل»(The Gospel) در عملیات‌های نظامی ارتش اسرائیل می‌پردازد. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که هرچند استفاده از هوش مصنوعی منجر به افزایش سرعت در شناسایی و حذف اهداف دشمن شده، اما هم‌زمان موجب بروز چالش‌های جدی در حوزه حقوق بشری، مسئولیت‌پذیری اخلاقی و مشروعیت سیاسی کنش‌های نظامی شده است. تحلیل داده‌های میدانی و گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی نیز حاکی از آن است که سطح خطای سامانه‌های مورد استفاده، احتمال آسیب به غیرنظامیان را افزایش داده و ضرورت بازنگری در چارچوب‌های حقوقی بین‌المللی را آشکار ساخته است.
در نهایت، این مقاله ضمن بررسی پیامدهای راهبردی و ژئوپلیتیکی استفاده از هوش مصنوعی در جنگ غزه، بر لزوم تدوین پروتکل‌های شفاف بین‌المللی برای نظارت، کنترل و مسئولیت‌پذیری در به‌کارگیری این فناوری‌ها در منازعات آینده تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیپلماسی عمومی و نسبت آن با دیپلماسی الگوریتمی ؛ نحوة برساخته شدن تصویر ملی در عصر هوش مصنوعی</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_735078.html</link>
      <description>مفهوم دیپلماسی عمومی در روابط بین الملل از اهمیت فزاینده ای برخوردار است با توجه به ظهور فناوری‌های جدیدی همچون هوش مصنوعی شاهد اثر گذاری این مهم بر تصورات ملی و تصویر از کشورها هستیم. این پژوهش می کوشد سنجش تاثیرگذاری هوش مصنوعی بر فرآیند شکل‌دهی تصویر ملی کشورها در افکار عمومی جهانی را نیز بررسی کند. پرسش اصلی مقاله این است که هوش مصنوعی در بهبود یا تغییر تصویر ملی کشورها در چارچوب دیپلماسی عمومی چه نقشی دارد؟ نگارندگان با استفاده از روش پژوهش کیفی در پی تحلیل این ایده هستند که چگونه هوش مصنوعی با توانایی تحلیل داده‌های کلان، تولید محتوای هدفمند و مدیریت تعاملات اجتماعی، می‌تواند نقش مؤثری در بازتعریف و بهبود تصویر ملی ایفا کند. نتیایج و یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که هوش مصنوعی می‌تواند در زمینه تحلیل احساسات عمومی، تولید پیام‌های شخصی‌سازی‌شده و پیش‌بینی بازخوردهای بین‌المللی  به سیاستگذاران در بهینه‌سازی دیپلماسی عمومی کمک کرده و اثربخشی تصویرسازی ملی را به نحوی بنیادین افزایش دهد. همچنین، توانایی هوش مصنوعی در پایش لحظه‌ای داده‌ها از شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های دیجیتال و منابع خبری، امکان اصلاح سریع روایت‌های نادرست یا تحریف‌شده تصویر و برند ملی را فراهم می‌کند. هرچند به طور هم‌زمان، نگرانی‌هایی از قبیل دستکاری اطلاعات و بی‌اعتمادی عمومی نیز باید مدنظر قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوش مصنوعی در سیاست خارجی و امنیتی ایالات متحده 2021 تا 2025</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_735079.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل نقش هوش مصنوعی در سیاست خارجی و امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که فناوری‌های هوش مصنوعی چه نقشی در شکل‌دهی به سیاست خارجی و امنیت ملی ایالات متحده ایفا کرده‌اند و این نقش چگونه در چارچوب رقابت قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه با چین و روسیه، قابل تبیین است. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریه نوواقع‌گرایی در روابط بین‌الملل است که بر ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل، رقابت برای بقا و افزایش قدرت نسبی دولت‌ها تأکید دارد. روش تحقیق، کیفی با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی و بررسی روندهاست. داده‌ها از طریق مطالعه اسناد رسمی دولت ایالات متحده، گزارش‌های اندیشکده‌ها و منابع علمی معتبر گردآوری شده‌اند.یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که هوش مصنوعی به بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده و در حوزه‌هایی همچون امنیت سایبری، روایت‌سازی بین‌المللی، دیپلماسی دیجیتال و عملیات نظامی هوشمند به کار گرفته شده است. این فناوری با افزایش توان پردازش و تحلیل داده‌های عظیم، دقت و سرعت تصمیم‌گیری‌های راهبردی را ارتقا داده است. همچنین، ایجاد نهادهای تخصصی و همکاری میان دولت، شرکت‌های فناوری و اندیشکده‌ها، زمینه‌ساز ادغام سیستماتیک هوش مصنوعی در فرآیند سیاست‌گذاری خارجی آمریکا شده است. نتایج حاکی از آن است که هوش مصنوعی، نه صرفاً ابزاری فناورانه، بلکه یکی از ارکان اصلی قدرت ملی ایالات متحده و عاملی مؤثر در شکل‌دهی به رفتار بین‌المللی این کشور در دهه جاری به شمار می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مفهوم نظم بین‌المللی در پرتو بسط هوش مصنوعی در دنیای جدید</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_735080.html</link>
      <description>امروزه، ظهور هوش مصنوعی به‌عنوان یک فناوری کلیدی و تحول‌آفرین، اساسی‌ترین تغییرات را در نظم بین‌المللی به دنبال داشته است. پیشرفت‌های سریع در زمینه هوش مصنوعی نه‌تنها بر جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی تأثیر می‌گذارد، بلکه تأثیرات عمیق‌تری در حوزه‌های سیاسی و نظامی نیز ایجاد کرده و روند طراحی و تفسیر روابط بین‌المللی را متحول می‌سازد. پژوهش حاضر به‌دنبال تبیین مفهوم نظم بین‌المللی در پرتو بسط هوش مصنوعی و فهم چگونگی تأثیرات آن بر روابط بین‌المللی، چالش‌های جدید و فرصت‌های پیش‌رو برای دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی است. هدف اصلی این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی بیان شده، تحلیل اثرات هوش مصنوعی بر نظم بین‌المللی و بررسی تأثیر آن بر تغییرات قدرت جهانی، امنیت ملی و همکاری‌های بین‌المللی است. ارتباط بین هوش مصنوعی و نظم بین‌المللی در بستر تحولات کنونی، به‌ویژه با در نظر گرفتن تغییرات در تعادل قدرت‌ها و بروز تهدیدات نوین، از جمله مسائلی است که در این پژوهش مدنظر قرار داده شده است. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که بسط هوش مصنوعی به‌طور واضح به دگرگونی‌های جدی در نظم جهانی یاری می‌رساند. کشورها و نهادهای بین‌المللی که به‌طور مؤثری به درک و درکنار‌هم قرار‌گرفتن فناوری هوش مصنوعی با پدیده‌های بین‌المللی بپردازند، می‌توانند از فرصت‌های جدید برای نوآوری و همکاری بهره‌برداری کنند؛ در حالی که عدم توجه به مسائل اخلاقی، حقوق بشری و قانونی می‌تواند به ایجاد نابرابری‌های جدی و تنش‌های بین‌المللی منجر گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی، فرانظریه روابط بین‌الملل و دیپلماسی هم‌افزا</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_735082.html</link>
      <description>ظهور هوش مصنوعی، چالشی اساسی برای بنیان‌های مفهومی، هنجاری و نظری روابط بین‌الملل پدید آورده است. این پدیده نه‌تنها ابزار سیاست‌گذاری را متحول ساخته، بلکه مفاهیمی چون عاملیت، واقعیت اجتماعی، دانش و نظم بین‌المللی را بازتعریف کرده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر فرانظریه، به بررسی نسبت هوش مصنوعی با ابعاد هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و روش‌شناختی در نظریه روابط بین‌الملل می‌پردازد. سؤال اصلی پژوهش تأثیر هوش مصنوعی بر ابعاد سه‌گانه فرانظریه (هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی) روابط بین‌الملل است. ظرفیت‌های «مکتب انگلیسی» را به عنوان یک نظریه میانه و تکثرگرا در تبیین این تحولات مورد استفاده قرار می‌دهد. با تأکید بر مفاهیم جدیدی چون موجودیت و بازیگر ترکیبی، و حلقه‌های بازخورد سایبرنتیک در سطح هستی شناسی، شناخت شناسی همزیستی و روش تلفیقی تأثیرات هوش مصنوعی بر نظریه روابط بین الملل تبیین می‌گردد. نقش دیپلماسی به‌عنوان نهاد محوری نظم بین‌المللی در پرتو تحولات فناورانه تبیین شده و مفهوم «دیپلماسی هم‌افزا» مبتنی بر همکاری و تعامل عمیق انسان ـ ماشین ارائه می‌شود. نتیجه‌گیری مقاله بر لزوم بازاندیشی فرانظری در نظریه‌های موجود و تحول تدریجی مکتب انگلیسی برای پاسخ‌گویی به نظم دیجیتال آینده تأکید دارد.
روش تحقیق این مقاله توصیفی ـ تحلیلی است و داده‌ها از طریق مطالعه اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. با استفاده از تحلیل مفهومی تلاش شده است چارچوبی نظری برای درک تحولات ناشی از هوش مصنوعی در سطح فرانظریه‌ای ارائه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوش مصنوعی در دیپلماسی علمی: اولویت‌بندی چالش‌ها و فرصت‌ها از دیدگاه خبرگان</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_735085.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نقش هوش مصنوعی در تقویت همکاری‌های علمی و فناورانه بین‌المللی است. این مطالعه همچنین به دنبال شناسایی قابلیت‌های کلیدی، بررسی چالش‌های پیش رو و ارائه چارچوب‌های سیاستی لازم برای بهره‌برداری از این فناوری در عرصه دیپلماسی علمی است.
روش: این پژوهش کاربردی با رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای ساختارمند که روایی آن تأیید شده، از جامعه‌ای شامل ۵۲ نفر از خبرگان حوزه‌های هوش مصنوعی و دیپلماسی علمی جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تی تک‌نمونه‌ای و فریدمن صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که دیدگاه پاسخ‌دهندگان در چهار حوزه اصلی پژوهش (سیاست خارجی، چالش‌های امنیتی و اخلاقی، فرصت‌های اقتصادی، و همکاری‌های بین‌المللی) به‌طور معناداری مثبت است (p &amp;amp;lt; 0.001). «همکاری‌های بین‌المللی» با میانگین ۴.۲۷ بالاترین سطح موافقت را کسب کرد. با این حال، آزمون فریدمن اولویت‌بندی متفاوتی را آشکار ساخت: «تأثیر هوش مصنوعی بر سیاست خارجی» با میانگین رتبه ۱.۷۴ مهم‌ترین عامل و «همکاری‌های بین‌المللی» با میانگین رتبه ۳.۰۶ کم‌اهمیت‌ترین عامل از دید خبرگان بود.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر تأیید می‌کند که متخصصان، هوش مصنوعی را عاملی بسیار تأثیرگذار در دیپلماسی علمی می‌دانند. با وجود پتانسیل بالای هوش مصنوعی برای تقویت همکاری‌های مشترک، اولویت اصلی نخبگان بر ابعاد استراتژیک تأثیر این فناوری بر سیاست خارجی کشور متمرکز است. این نتایج بر لزوم یکپارچه‌سازی ابعاد راهبردی هوش مصنوعی در روابط خارجی، تدوین چارچوب‌های اخلاقی و امنیتی، و سرمایه‌گذاری بر فرصت‌های اقتصادی ناشی از آن تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و تحریم های فناورانه در ساختار معنایی روابط آمریکا و اروپا با ایران</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_735086.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، فناوری‌های راهبردی نوظهور به‌ویژه هوش مصنوعی، جایگاهی بنیادین در معادلات قدرت بین‌المللی یافته‌اند. در این میان، کشورهای غربی به‌ویژه آمریکا و اتحادیه اروپا، از ابزار تحریم‌های فناورانه برای اعمال محدودیت بر توسعه فناوری در جمهوری اسلامی ایران بهره گرفته‌اند. این تحریم‌ها نه‌تنها ماهیتی اقتصادی دارند، بلکه بر ساختار هویتی و گفتمانی ایران نیز اثرگذار بوده‌اند. پژوهش حاضر با رویکرد سازه‌انگاری به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی است که تحریم‌های فناورانه با محوریت هوش مصنوعی چگونه چارچوب گفتمان‌های هویتی و امنیتی، ساختار روابط جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و اروپا را شکل داده‌اند؟ تحریم‌های فناورانه در حوزه فناوری‌های نوظهور، به‌ویژه هوش مصنوعی، نه صرفاً ابزار فشار اقتصادی بلکه سازه‌هایی گفتمانی و هویتی هستند که به بازتولید «دیگری‌سازی فناورانه » از ایران در گفتمان غرب منجر شده‌اند؛ در مقابل، ایران نیز با هویت‌سازی فناورانه مقاومت ‌محور، به بازتعریف نقش خود در نظم جهانی پرداخته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که تعاملات فناورانه میان ایران و غرب، بیشتر از آنکه بر اساس موازنه منافع صرف باشد، در بستر معناها، تصورات و هویت‌های متعارض شکل می‌گیرد. این نوشتار با استفاده از منابع معتبر داخلی و خارجی، در چارچوب نظریه سازه‌انگاری، به تحلیل روندهای هویتی، سیاسی و فناورانه در ساختار روابط ایران با قدرت‌های غربی می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>"هوش مصنوعی و دیپلماسی تجاری: تحول در زنجیره های عرضه" تحلیل تآثیر هوش مصنوعی بر تجارت جهانی و نقش آن در شکل دهی به سیاست های تجاری کشورها</title>
      <link>https://fp.ipisjournals.ir/article_735087.html</link>
      <description>تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر دیپلماسی تجاری و باز‌آرایی زنجیره‌‌های تأمین جهانی، در پی پاسخ به این پرسش کلیدی است که چگونه فناوری‌های نوین، به ‌ویژه هوش مصنوعی ، سیاست‌‌گذاری تجاری کشور‌ها را باز‌تعریف می‌کنند. مقاله با بهره‌‌گیری از دو چارچوب نظری &amp;amp;laquo;نوکارکردگرایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اقتصاد سیاسی بین‌‌الملل با تمرکز بر نوآوری فناورانه&amp;amp;raquo;، نشان می‌دهد که هوش مصنوعی تنها یک ابزار فناورانه نیست، بلکه سازوکاری ساختاری برای تنظیم‌‌گری جهانی، اعمال قدرت نرم و رقابت ژئوپلیتیکی در حوزه تجارت بین‌الملل محسوب می‌شود. مفاهیم اصلی مانند دیپلماسی تجاری، زنجیره تأمین جهانی و حکمرانی فناورانه در ارتباط با هوش مصنوعی تعریف شده و در ادامه، نقش این فناوری در چهار سطح دیپلماسی تجاری شرکت‌‌های کوچک و متوسط، شرکت‌‌های چند‌ملیتی، نهاد‌های صنفی و حکومت‌‌ها تحلیل شده است. همچنین، با استناد به مطالعات تطبیقی و شواهد تجربی، چهار فرضیه مقاله در زمینه تأثیر هوش مصنوعی بر سیاست تجاری و ساختار‌های دیپلماتیک اقتصادی تأیید گردید.&amp;amp;nbsp; در بخش تحلیل سیاستی، پیشنهاد‌هایی برای ایران ارائه شده که شامل تدوین راهبرد ملی هوش مصنوعی-محور، توانمند‌سازی نهاد‌‌های تجاری، مشارکت فعال در تنظیم استاندارد‌های جهانی، توسعه دیپلماسی فناوری چند سطحی، و تقویت پژوهش‌‌های آینده‌نگر میان‌ رشته‌‌ای است. در نهایت، این مقاله چارچوبی جامع برای تحلیل رابطه میان فناوری و دیپلماسی در عصر دیجیتال ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
