هدف: هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نقش هوش مصنوعی در تقویت همکاریهای علمی و فناورانه بینالمللی است. این مطالعه همچنین به دنبال شناسایی قابلیتهای کلیدی، بررسی چالشهای پیش رو و ارائه چارچوبهای سیاستی لازم برای بهرهبرداری از این فناوری در عرصه دیپلماسی علمی است.
روش: این پژوهش کاربردی با رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دادهها از طریق پرسشنامهای ساختارمند که روایی آن تأیید شده، از جامعهای شامل ۵۲ نفر از خبرگان حوزههای هوش مصنوعی و دیپلماسی علمی جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای تی تکنمونهای و فریدمن صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که دیدگاه پاسخدهندگان در چهار حوزه اصلی پژوهش (سیاست خارجی، چالشهای امنیتی و اخلاقی، فرصتهای اقتصادی، و همکاریهای بینالمللی) بهطور معناداری مثبت است (p < 0.001). «همکاریهای بینالمللی» با میانگین ۴.۲۷ بالاترین سطح موافقت را کسب کرد. با این حال، آزمون فریدمن اولویتبندی متفاوتی را آشکار ساخت: «تأثیر هوش مصنوعی بر سیاست خارجی» با میانگین رتبه ۱.۷۴ مهمترین عامل و «همکاریهای بینالمللی» با میانگین رتبه ۳.۰۶ کماهمیتترین عامل از دید خبرگان بود.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر تأیید میکند که متخصصان، هوش مصنوعی را عاملی بسیار تأثیرگذار در دیپلماسی علمی میدانند. با وجود پتانسیل بالای هوش مصنوعی برای تقویت همکاریهای مشترک، اولویت اصلی نخبگان بر ابعاد استراتژیک تأثیر این فناوری بر سیاست خارجی کشور متمرکز است. این نتایج بر لزوم یکپارچهسازی ابعاد راهبردی هوش مصنوعی در روابط خارجی، تدوین چارچوبهای اخلاقی و امنیتی، و سرمایهگذاری بر فرصتهای اقتصادی ناشی از آن تأکید دارد.