<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>39</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>سازه‌های فرهنگی در روابط ایران و چین: بازخوانی اشتراکات تمدنی درچارچوب نظریه سازه انگاری</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>30</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">735378</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین‌علی</FirstName>
					<LastName>قبادی</LastName>
<Affiliation>استاد گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی،دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پروین</FirstName>
					<LastName>علیپور</LastName>
<Affiliation>استادیارموسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زینب</FirstName>
					<LastName>صابرپور</LastName>
<Affiliation>استادیارگروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;ایران و چین، به‌عنوان دو تمدن دیرینه و تأثیرگذار، در طول تاریخ روابط فرهنگی عمیق و مستمری داشته‌اند که بازخوانی آن‌ها می‌تواند افق‌های تازه‌ای در دیپلماسی فرهنگی بگشاید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;–&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;تحلیلی و مبتنی بر تحلیل ثانویه منابع مکتوب، به شناسایی و تبیین مشترکات فرهنگی میان دو کشور پرداخته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که این اشتراکات در سه محور اصلی قابل دسته‌بندی‌اند: عناصر فرهنگی، اسطوره‌های مشترک، و آیین‌های مشابه. این مؤلفه‌ها، در صورت فعال‌سازی از طریق ارتباطات میان‌فرهنگی، می‌توانند به شکل‌گیری هویت‌های مشترک و بازتعریف منافع فرهنگی منجر شوند. مدل مفهومی تحقیق، بر پایه نظریه سازه‌انگاری، سازوکاری را ترسیم می‌کند که در آن فرهنگ نه‌تنها بازتابی از گذشته، بلکه ابزاری برای ساخت آینده‌ای هم‌گراست. در این چارچوب، اشتراکات فرهنگی صرفاً شباهت‌های آماری نیستند، بلکه ظرفیت آن را دارند که در قالب دیپلماسی فرهنگی، به ابزار راهبردی برای تقویت تفاهم، اعتماد و همکاری پایدار میان ایران و چین تبدیل شوند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;
&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;strong&gt;واژگان کلیدی&lt;/strong&gt;: ارتباطات میان‌فرهنگی، سازه‌انگاری، ایران، چین، عناصر فرهنگی، اسطوره، آیین.&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_735378_4f1a4a4aa0dd2f3ea5ec87f2f389e2f6.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>39</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The Position of Strategic Cooperation in China&#039;s Economic Diplomacy: A Case Study of Iran</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جایگاه همکاری‌های راهبردی در دیپلماسی اقتصادی چین: مطالعه موردی ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>31</FirstPage>
			<LastPage>62</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">733381</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فریبرز</FirstName>
					<LastName>ارغوانی پیرسلامی</LastName>
<Affiliation>دانشیار روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-6180-7751</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مرتضی</FirstName>
					<LastName>اسمعیلی</LastName>
<Affiliation>استادیار علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ابوالفضل</FirstName>
					<LastName>حبیب آبادی</LastName>
<Affiliation>کارشناسی ارشد روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>04</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>After the 1990s, with the expansion of globalization and interdependence between countries, one of the key features in China&#039;s foreign policy has been the development of relations through economic diplomacy, with a focus on strategic cooperation. The present study, while analyzing and evaluating China&#039;s economic diplomacy through strategic cooperation, evaluating the various levels of China&#039;s strategic cooperation, and conducting a case study of this country&#039;s strategic cooperation with Iran within the framework of the 25-year agreement, seeks to answer the question of Why China pursue its economic expansion and development in the form of economic diplomacy through strategic cooperation? Relying on the descriptive-explanatory method and within the framework of a case study, The research hypothesis is articulated as follows: the various levels of strategic cooperation, while providing China with the opportunity to assess the economic and political capacities of the other party for long-term cooperation, cause that country to be defined and institutionalized in the long-term system of China&#039;s international political economy goals (promotion within the framework of international power and balance against the West) by creating interdependence with the target country. Accordingly, the findings of this research indicate that Beijing seeks to leverage strategic cooperation to achieve political weight commensurate with its economic weight. By pursuing various levels of strategic cooperation within the framework of interdependence, Beijing, in addition to utilizing Iran&#039;s economic and political capacities for long-term cooperation, has sought to benefit from Iran&#039;s position within the context of its international political economy goals by fostering interdependence.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پس از دهه 1990، با گسترش جهانی‌شدن و وابستگی متقابل میان کشورها، یکی از ویژگی‌های جدید در سیاست خارجی چین، توسعه روابط با کشورها در قالب دیپلماسی اقتصادی در پرتو همکاری‌های راهبردی بوده است. پژوهش حاضر ضمن واکاوی و ارزیابی دیپلماسی اقتصادی چین از رهگذر همکاری‌های راهبردی، ارزیابی سطوح گوناگون موجود در همکاری‌های راهبردی چین و مطالعه موردی همکاری راهبردی این کشور با ایران در چارچوب توافق ۲۵ساله، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا چین بسط و توسعه اقتصادی خویش را در قالب دیپلماسی اقتصادی از رهگذر همکاری‌های راهبردی دنبال می‌کند؟ با اتکا به روش توصیفی - تبیینی و در چارچوب مطالعه موردی، فرضیه پژوهش بدین صورت مفصل بندی شده است که سطوح گوناگون موجود در همکاری‌های راهبردی ضمن آنکه فرصت ارزیابی چین از ظرفیت‌های اقتصادی و سیاسی طرف مقابل را برای همکاری بلندمدت فراهم می‌آورد، باعث می‌شود تا با ایجاد وابستگی متقابل با کشور هدف، آن کشور در بلندمدت در منظومه اهداف اقتصاد سیاسی بین‌المللی چین (ارتقا در چارچوب قدرت بین‌المللی و موازنه در برابر غرب) تعریف و نهادینه شود. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهند که بیجینگ درصدد است تا با استفاده از همکاری‌های راهبردی، وزنی سیاسی برابر با وزن اقتصادی خویش کسب کند. بیجینگ با پیگیری سطوح گوناگون در همکاری‌های راهبردی در چارچوب وابستگی متقابل علاوه بر این‌که از ظرفیت‌های اقتصادی و سیاسی ایران برای همکاری‌های بلندمدت استفاده می‌کند، به دنبال آن بوده تا با ایجاد وابستگی متقابل، از جایگاه ایران در قالب اهداف اقتصاد سیاسی بین‌المللی خود بهره گیرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیپلماسی اقتصادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وابستگی متقابل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">همکاری راهبردی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_733381_8364d6409d0a35e7e0ff709ec400e3ab.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>39</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>A prospective analysis of China&#039;s strategy in Afghanistan after the 12-day war</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل آینده‌پژوهانه راهبرد چین در افغانستان پس از جنگ ۱۲ روزه</VernacularTitle>
			<FirstPage>63</FirstPage>
			<LastPage>92</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">733382</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بهنام</FirstName>
					<LastName>سرخیل</LastName>
<Affiliation>استادیارگروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>08</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>The People&#039;s Republic of China, which pursued a cautious policy towards Afghanistan after the Taliban re-emerged due to reasons such as the security vacuum caused by the US withdrawal and the revival of the threat of extremism, has been faced with the question of what changes Beijing&#039;s strategy towards Afghanistan will face following the geopolitical developments resulting from the 12-day Iran-Israeli war and the redefinition of the balance of power in the region. This article, with a futures-oriented approach and utilizing the method of driver analysis and scenario writing, and using documentary study and content analysis of reliable sources and the views of experts, examines the results and interprets four possible scenarios within the framework of the theory of regional security complexes. Based on the two main drivers, namely the stability/instability of the Taliban in Afghanistan and the active/passive role of the US towards China, it has reached the hypothesis that Beijing&#039;s strategic interests towards the US will cause China to move from a policy of cautious cooperation towards active support and strategic proximity to the Taliban government. Findings: considering the scenarios of 1- Taliban consolidation and convergence with China; 2- Structural instability and increased extremism; 3- US return and new geopolitical competition; and 4- Regional power competition and multilateral play, Beijing will ultimately adopt a multi-layered and proactive strategy towards Afghanistan, abandoning a cautious policy, in order to maintain the stability of its western borders, secure energy interests, and prevent the influence of its western rivals in Central Asia.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">جمهوری خلق چین که پس از روی کارآمدن مجدد طالبان به دلایلی مانند خلأ امنیتی ناشی از خروج آمریکا و احیای تهدید افراط‌گرایی، سیاستی محتاطانه در قبال افغانستان دنبال می‌کرد، در پی تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ ۱۲ روزه ایران-رژیم صهیونیستی و بازتعریف موازنه‌های قدرت در منطقه با این پرسش مواجه شده که راهبرد پکن در قبال افغانستان با چه تحولاتی مواجه خواهد شد؟ این مقاله با رویکرد آینده‌پژوهانه و بهره‌گیری از روش تحلیل پیشران‌ها و سناریونویسی و استفاده از مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای منابع معتبر و دیدگاه خبرگان به بررسی نتایج و تفسیر چهار سناریوی محتمل در چارچوب نظریه مجموعه‌های امنیتی منطقه‌ای پرداخته و بر اساس دو پیشران اصلی یعنی ثبات/عدم ثبات طالبان در افغانستان و نحوه بازیگری فعال/غیرفعال آمریکا در قبال چین، به این فرضیه‌ دست یافته که منافع راهبردی پکن در قبال آمریکا سبب می‌شود که چین از سیاست همکاری محتاطانه به سمت حمایت فعال و نزدیکی راهبردی با حکومت طالبان سوق یابد. در این راستا، سناریوهای مختلف تغییر راهبرد چین در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک بررسی شده و یافته های پژوهش نشان می‌دهد که با توجه به سناریوهای 1- تثبیت طالبان و همگرایی با چین؛ 2- بی‌ثباتی ساختاری و افزایش افراط‌گرایی؛ 3- بازگشت آمریکا و رقابت ژئوپلیتیکی جدید و 4-رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و بازی چندجانبه، در نهایت پکن در راستای حفظ ثبات مرزهای غربی، تأمین منافع انرژی، جلوگیری از نفوذ رقبای غربی خود در آسیای مرکزی، با کنار گذاشتن سیاست محتاطانه، راهبردی چندلایه و فعالانه را نسبت به افغانستان اتخاذ خواهد کرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">افغانستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنگ ۱۲ روزه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آمریکا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_733382_b739bbdfbeccc5099910ac8b2119a753.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>39</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Geoeconomic fragmentation and its impact on China&#039;s presence in Afghanistan</ArticleTitle>
<VernacularTitle>گسست ژئواکونومیک جهانی و تأثیر آن بر حضور چین در افغانستان</VernacularTitle>
			<FirstPage>93</FirstPage>
			<LastPage>116</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">733383</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدمهدی</FirstName>
					<LastName>احسان‌طلب</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی،دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0005-6787-1550</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>امیرحسام</FirstName>
					<LastName>هاشمی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0005-8061-1550</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>بهادر</FirstName>
					<LastName>امینیان</LastName>
<Affiliation>دانشیاردانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه، تهران، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-8223-3358</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>Recent developments in the international system have weakened the process of globalization and given rise to an emerging trend known as “Geoeconomics fragmentation.” Geoeconomics fragmentation refers to the reversal of global economic integration, in which under the influence of geopolitical rivalries and strategic considerations flows of trade, capital, and supply chains are reoriented toward aligned and regional blocs. Using a descriptive-analytical method and drawing on documentary data and library sources, the present article examines the following question: What impact has global geoeconomics fragmentation had on China’s pattern of presence and economic policymaking in Afghanistan? The study’s analytical conclusions show that the effects of this process on the foreign policies of great powers can be assessed through their increasing focus on supply chain security, economic regionalism, and the redefinition of geostrategic interests. Based on the case study, Afghanistan due to its geopolitical position and rich mineral resources has assumed a special place in China’s geoeconomics strategy. Compared to the period before the emergence of global geoeconomics fragmentation, when China’s foreign policy was centered on developing extra regional economic relations, Beijing now seeks, within the framework of the Belt and Road Initiative (BRI) and through strengthening its economic presence in Afghanistan, to simultaneously pursue its security and economic objectives at the regional level. China aims to maximize its benefits from the new form of regionalism resulting from global geoeconomics fragmentation. Accordingly, its foreign policy pattern in Afghanistan has shifted toward active regionalism.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تحولات اخیر در نظام بین‌الملل منجر به تضعیف فرایند جهانی‌سازی و شکل‌گیری روندی نوظهور با عنوان «گسست ژئواکونومیک» شده است. گسست ژئواکونومیک دلالت بر فرآیند معکوس‌سازی یکپارچگی اقتصاد جهانی دارد که تحت تأثیر رقابت‌های ژئوپلیتیکی و ملاحظات راهبردی، جریان‌های تجارت، سرمایه و زنجیره‌های تأمین را به‌سمت بلوک‌های همسو و منطقه‌ای بازتنظیم می‌کند. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده‌های اسنادی و منابع کتابخانه‌ای، به این پرسش می‌پردازد که پدیده گسست ژئواکونومیک جهانی چه تأثیری بر الگوی حضور و سیاست‌گذاری اقتصادی چین در افغانستان گذاشته است؟ نتیجه‌گیری تحلیلی پژوهش نشان می‌دهد که تأثیر این فرایند بر سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ با تمرکز آن‌ها بر امنیت زنجیره‌های تأمین، منطقه‌گرایی اقتصادی و بازتعریف منافع ژئواستراتژیک قابل ارزیابی است. بر اساس مطالعه موردی صورت گرفته، افغانستان با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیک و منابع معدنی غنی، جایگاه ویژه‌ای در راهبرد ژئواکونومیک چین پیدا کرده است. چین در مقایسه با دوران قبل از شکل‌گیری فرایند گسست ژئواکونومیک جهانی که تمرکز سیاست خارجی این کشور بر توسعه مناسبات اقتصادی فرامنطقه‌ای بوده، تلاش دارد در چارچوب راهبرد کمربند و راه (BRI) و با تقویت حضور اقتصادی در افغانستان، به‌طور هم‌زمان اهداف امنیتی و اقتصادی خود را در سطح منطقه‌ای دنبال کند. چین در پی کسب حد اکثر منفعت از منطقه‌گرایی نوینی است که نتیجه فرایند گسست ژئواکونومیک جهانی است. بر این اساس، الگوی سیاست خارجی این کشور در افغانستان به‌سوی منطقه‌گرایی فعال، مدیریت ریسک‌های امنیتی، افزایش نفوذ ژئواکونومیک و وارد کردن افغانستان به زنجیره‌های تأمین و خلق ارزش اقتصاد خود تغییر جهت داده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گسست ژئواکونومیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">افغانستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">منطقه‌گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیاست خارجی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_733383_ccf85d2c57674263581fda9ab442ff72.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>39</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>the United States&#039; strategic competition with China, with an emphasis on Biden&#039;s foreign policy</ArticleTitle>
<VernacularTitle>رقابت استراتژیکی ایالات متحده با چین با تاکید برسیاست خارجی بایدن</VernacularTitle>
			<FirstPage>117</FirstPage>
			<LastPage>142</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">733422</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عباسعلی</FirstName>
					<LastName>طالبی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد سوادکوه دانشگاه آزاداسلامی، سوادکوه، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد رضا</FirstName>
					<LastName>موسوی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه معارف اسلامی ، دانشگاه صنعتی کرمانشاه، کرمانشاه،  ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5856-2765</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>طی دو دهه اخیر،رقابت استراتژیک میان آمریکا و چین به یکی از محورهای کانونی تحولات نظام بین‌الملل تبدیل شده است. این تقابل نه تنها ابعاد اقتصادی، امنیتی، فناورانه و ژئوپلیتیکی را دربر‌ گرفته بلکه، روابط دوجانبه این دو قدرت بزرگ و ساختار نظم جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. با آغاز ریاست جمهوری بایدن در سال ۲۰۲۱ سیاست خارجی آمریکا در قبال چین دستخوش تحولاتی شده که واجد ویژگی‌های تداوم و تمایز نسبت به دوران پیشین است. این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی با تمرکز بر رقابت استراتژیک آمریکا با چین در دوره بایدن به طرح این سوال پرداخت که اهداف امریکا در مواجهه با چین چه بوده است؟، به نظر می رسد بایدن با تغییر تاکتیک و اتخاذ شیوه‌های مذاکره و جلب اتحاد با دیگر بازیگران مهم اقتصاد جهان پشتوانه قوی تری برای تداوم جنگ تجاری با چین برای دولتش فراهم کرده است. یافته ها نشان می دهد اولاً بایدن برخلاف رویکرد یکجانبه گرایانه سلف خود با بازسازی و تقویت اتحادهای منطقه‌ای(مانندکواد و آکوس)، محدود سازی دسترسی به فناوری‌های پیشرفته از طریق(تحریم و ممنوعیت‌های صادراتی) را در قلب رقابت استراتژیکی خود علیه چین قرارداده بود.ثانیاً دپیلماسی بایدن بر مفهوم رقابت شدید اما مسئولانه تاکید داشت. این دولت به دنبال تعریف کف یا حاشیه امن برای این رقابت بود تا از تبدیل آن به درگیری مستقیم جلوگیری کند. ثالثاً ماهیت منطق این رقابت ها سرشار از تناقضات ذاتی از رقابت تا همکاری در تغییرات اقلیمی، بهداشت و سلامت بوده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">طی دو دهه اخیر، رقابت استراتژیک میان آمریکا و چین به یکی از محورهای کانونی تحولات نظام بین‌الملل تبدیل شده است. این تقابل نه تنها ابعاد اقتصادی، امنیتی، فناورانه و ژئوپلیتیکی را دربر‌ گرفته بلکه، روابط دوجانبه این دو قدرت بزرگ، و ساختار نظم جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. با آغاز ریاست جمهوری بایدن در سال ۲۰۲۱، سیاست خارجی آمریکا در قبال چین دستخوش تحولاتی شده که واجد ویژگی‌های هم تداوم و هم تمایز نسبت به دوران پیشین است این مقاله از روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی با تمرکز بر رقابت استراتژیک آمریکا با چین در دوره بایدن، به به طرح این سوال پرداخت که اهداف اهداف امریکا در مواجهه با چین چه بوده است؟ یافته ها نشان می دهد اولاً بایدن برخلاف رویکرد یکجانبه گرایانه سلف خود به بازسازی و تقویت اتحادهامنطقه‌ای(مانند کواد و آکوس)، محدودسازی دسترسی به فناوریهای پیشرفته (از طریق تحریم ها و ممنوعیت های صادراتی) را در قلب رقابت استراتژیکی خود علیه چین قرار داده بود.ثانیاً دپیلماسی بایدن بر مفهوم رقابت شدید اما مسئولانه تاکید داشت این دولت به دنبال تعریف کف یا حاشیه امن برای این رقابت بود تا از تبدیل آن به درگیری مستقیم جلوگیری کند.ثالثاً ماهیت و منطق این رقابت ها سرشار از تناقضات ذاتی از رقابت تا همکاری در تغییرات اقلیمی،بهداشت و سلامت بوده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیاست خارجی امریکا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رقابت استراتژیکی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رئالیسم تهاجمی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_733422_f3cd32fb61e95b55f3ed979ddf17288d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>39</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Strategic Competition in Global Diplomacy: A Discursive Analysis of the Speeches of the United States, China, and Russia at the 2025 United Nations General Assembly</ArticleTitle>
<VernacularTitle>رقابت راهبردی در دیپلماسی جهانی: تحلیل گفتمانی سخنرانی‌های ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد 2025</VernacularTitle>
			<FirstPage>143</FirstPage>
			<LastPage>174</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">733423</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>گرزین</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترای علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0002-1022-0595</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>In recent decades, the international system has been transitioning from a relatively stable liberal order toward an environment characterized by increasing competition among major powers a competition that extends beyond traditional hard-balancing to normative, semantic, narrative, and discursive dimensions. The speeches of national leaders at the United Nations General Assembly reflect their perceptions of the global order, identity, power, and the role of state agency within the international structure. In this context, diplomacy has become a strategic arena for contesting meaning, narrating power, and redefining legitimacy. The United States, China, and Russia, as key actors in this transitional period, seek to stabilize or redefine their order-shaping roles and strategic positions through discursive diplomacy and symbolic power.&lt;br&gt;&lt;br&gt;This study employs a qualitative approach using Fairclough’s critical discourse analysis across three levels linguistic, ideological, and functional to examine the official speeches of the United States, China, and Russia at the 2025 UN General Assembly. The findings indicate that the United States emphasizes structural primacy, global leadership, and the persistence of the liberal order through a realist-liberal discourse; China, through a development-oriented and multilateralist discourse and initiatives such as GDI, GGI, and GSI, seeks to reinforce the legitimacy of its order-shaping role; and Russia, using a confrontational and law-based discourse, presents itself as a defender of a multipolar order and a critic of unilateralism. The results suggest that strategic competition in global diplomacy is less about geopolitics alone and more a discursive process aimed at controlling meaning, legitimacy, and international public perception.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">نظام بین‌الملل در دهه‌های اخیر از نظم نسبتاً پایدار لیبرال به‌سوی محیطی مبتنی بر رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ در حال گذار است؛ رقابتی که فراتر از موازنه‌سازی سخت، در سطوح هنجاری، معنایی، روایی و گفتمانی بازتولید می‌شود. سخنرانی رهبران کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بازتابی از درک آنان از نظم جهانی، هویت، قدرت و جایگاه کنشگری در ساختار بین‌المللی است. در این چارچوب، دیپلماسی به عرصه‌ای راهبردی برای رقابت معنابخشی، روایت‌پردازی قدرت و بازتعریف مشروعیت تبدیل شده است. ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه به‌عنوان سه بازیگر اثرگذار در دوران گذار نظم جهانی، از طریق دیپلماسی گفتمانی و قدرت نمادین، در پی تثبیت یا بازتعریف نقش نظم‌ساز و جایگاه راهبردی خود هستند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف در سه سطح زبانی، ایدئولوژیک و کارکردی، سخنرانی‌های رسمی نمایندگان ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه در نشست ۲۰۲۵ مجمع عمومی سازمان ملل متحد را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد ایالات متحده با گفتمان رئالیستی- لیبرالی بر حفظ برتری ساختاری، رهبری جهانی و استمرار نظم لیبرال تأکید دارد؛ چین با گفتمان توسعه‌محور و چندجانبه‌گرا و طرح ابتکارهایی چون GDI ,GGI ,GSI ، در پی تقویت مشروعیت نقش نظم‌ساز خود است و روسیه با گفتمان تقابلی و حقوق‌محور، خود را مدافع نظم چندقطبی و منتقد یک‌جانبه‌گرایی معرفی می‌کند. نتایج نشان می‌دهد رقابت راهبردی در دیپلماسی جهانی بیش از آنکه صرفاً ژئوپلیتیکی باشد، فرایندی گفتمان‌ساز برای کنترل معنا، مشروعیت و ادراک عمومی بین‌المللی است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیپلماسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رقابت راهبردی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گفتمان سیاسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سازمان ملل متحد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظم بین‌الملل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_733423_73a50357c0fe3bfa124588eb03290385.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>39</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>دیپلماسی اقتصادی هندوستان در عربستان سعودی (از2014 تا 2024)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>دیپلماسی اقتصادی هندوستان در عربستان سعودی (از2014 تا 2024)</VernacularTitle>
			<FirstPage>175</FirstPage>
			<LastPage>202</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">733424</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>پرهام</FirstName>
					<LastName>پوررمضان</LastName>
<Affiliation>پژوهشگر مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه،تهران، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-7375-0054</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ماندانا</FirstName>
					<LastName>تیشه یار</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-8171-6240</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>28</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، جهان دچار تغییرات شگرف شد که جهانی شدن مهم ترین نمود این امر است. از این رو، از نیمه دهه 90 میلادی که تاکید بر چند جانبه گرایی روند رو به رشدی را تجربه کرد، قدرت های نوظهوری نیز در عرصه بین الملل به بازیگری پرداختند. یکی از مهم ترین آنها هندوستان است که از زمان روی کار آمدن نارندرا مودی توانسته با در پیش گرفتن یک سیاست خارجی توسعه گرا، با کشورهای گوناگون جهان از جمله عربستان سعودی به دادوستد بپردازد و در برابر، عربستان سعودی نیز برای برنامه های توسعه محور خود نیاز به دو عنصر سرمایه و نیروی کار دارد و هندوستان شریک مناسبی برای این کشور است که می تواند نیازهای این کشور را بر مبنای یک وابستگی متقابل اقتصادی برطرف کند. روابط این دو واحد سیاسی پیشینه ای دیرینه دارد و علیرغم ماهیتی اقتصادی، اهداف امنیتی را نیز دنبال می کند. با توجه به موارد بالا، پرسش اصلی در این مقاله این است که راهبرد دیپلماسی اقتصادی هند در عربستان سعودی دارای چه عناصری و تبیین‌کننده چه اهدافی می‌باشد؟ روش پژوهش استفاده شده در این مقاله، کیفی و با رویکرد توصیفی –تحلیلی است. نویسندگان کوشیده اند در چهارچوب نظریه وابستگی متقابل نشان دهند که هندوستان با یک رویکرد مبتنی بر استفاده از قدرت نرم در چهارچوب همکاری های اقتصادی، اهدافی همچون کنترل پاکستان، موازنه قوا با چین، امنیت غذایی و تقویت سیاست بازار بزرگ هند را در منطقه خلیج فارس پیش ببرد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، جهان دچار تغییرات شگرف شد که جهانی شدن مهم ترین نمود این امر است. از این رو، از نیمه دهه 90 میلادی که تاکید بر چند جانبه گرایی روند رو به رشدی را تجربه کرد، قدرت های نوظهوری نیز در عرصه بین الملل به بازیگری پرداختند. یکی از مهم ترین آنها هندوستان است که از زمان روی کار آمدن نارندرا مودی توانسته با در پیش گرفتن یک سیاست خارجی توسعه گرا، با کشورهای گوناگون جهان از جمله عربستان سعودی به دادوستد بپردازد و در برابر، عربستان سعودی نیز برای برنامه های توسعه محور خود نیاز به دو عنصر سرمایه و نیروی کار دارد و هندوستان شریک مناسبی برای این کشور است که می تواند نیازهای این کشور را بر مبنای یک وابستگی متقابل اقتصادی برطرف کند. روابط این دو واحد سیاسی پیشینه ای دیرینه دارد و علیرغم ماهیتی اقتصادی، اهداف امنیتی را نیز دنبال می کند. با توجه به موارد بالا، پرسش اصلی در این مقاله این است که راهبرد دیپلماسی اقتصادی هند در عربستان سعودی دارای چه عناصری و تبیین‌کننده چه اهدافی می‌باشد؟ روش پژوهش استفاده شده در این مقاله، کیفی و با رویکرد توصیفی –تحلیلی است. نویسندگان کوشیده اند در چهارچوب نظریه وابستگی متقابل نشان دهند که هندوستان با یک رویکرد مبتنی بر استفاده از قدرت نرم در چهارچوب همکاری های اقتصادی، اهدافی همچون کنترل پاکستان، موازنه قوا با چین، امنیت غذایی و تقویت سیاست بازار بزرگ هند را در منطقه خلیج فارس پیش ببرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیپلماسی اقتصادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هندوستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خلیج فارس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عربستان سعودی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وابستگی متقابل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_733424_00a6a1ea8d400ad8ffd0763eae916f5c.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>39</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Indian foreign policy toward USA (Ukraine War and Gaza War)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سیاست خارجی هند در قبال ایالات‌متحده آمریکا (جنگ اوکراین و جنگ غزه)</VernacularTitle>
			<FirstPage>203</FirstPage>
			<LastPage>222</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">733425</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>رضازاده لاله دشتی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه گیلان،رشت، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0008-8472-2970</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید امیر</FirstName>
					<LastName>نیاکویی</LastName>
<Affiliation>استاد گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه گیلان، رشت، ایران.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-8865-8824</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>04</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>Abstract&lt;br&gt;&lt;br&gt;India will be one of the most influential countries in the future of the international system as an emerging power. Therefore, understanding its foreign policy on US demands is of great importance. Understanding this orientation will be very effective in identifying the scenarios ahead of the international system. In this regard, this research seeks to answer the question of what was India&#039;s security strategy towards the United States in events such as the Ukraine War and the Gaza War. The temporary hypothesis of this study suggests that, given past trends, India has put the US sequel strategy in the Ukrainian war and Gaza. The findings of the study suggest that India did not pursue any of the balancing or sequel strategies, and by looking at both strategies, it has only pursued its national interests with a pragmatic approach. But in the Gaza war, India&#039;s support for Israel can be interpreted as part of the hard follow -up to the United States. The method of research in this article is an analytical-reconnaissance. This study is of a qualitative nature and has been collected through articles and websites</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">چکیده &lt;br&gt;&lt;br&gt;هند به عنوان قدرتی در حال ظهور یکی از تاثیرگذارترین کشورها در آینده نظام بین‌الملل خواهد بود. بنابراین فهم سیاست خارجی این کشور در قبال خواسته‌های آمریکا از اهمیت به سزایی برخوردار است. درک این جهت‌گیری در تشخیص سناریوهای پیش‌روی نظام بین‌الملل کارایی بسیاری خواهد داشت. در این راستا این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که راهبرد امنیتی هند نسبت به ایالات‌متحده در وقایعی مانند جنگ اوکراین و جنگ غزه چه بوده است؟ فرضیه موقت این پژوهش حاکی از آن است که با توجه به روند های گذشته، هند در جنگ اوکراین و غزه راهبرد دنباله‌روی از آمریکا را در دستور کار قرار داده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن‌اند که هند متاثر از تغییرات ساختار نظام بین الملل و همچنین تغییر سیاست داخلی و خارجی آمریکا در زمینه جنگ اوکراین به طور مشخص هیچ یک از راهبردهای موازنه یا دنباله‌روی را در پیش نگرفت و با نگاهی به هردو راهبرد، صرفا با رویکردی عملگرایانه به تامین منافع ملی خود پرداخته است. اما در باب جنگ غزه حمایت هند از اسرائیل در چارچوب دنباله‌روی سخت از آمریکا قابل تفسیر است. روش پژوهش در این مقاله تحلیلی-توصیفی است. این پژوهش ماهیتی کیفی داشته و جمع آوری اطلاعات آن از طریق مقالات و سایت‌های اینترنتی انجام گرفته است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هند</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایالات‌متحده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنگ اوکراین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنگ غزه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_733425_eb8b7128bbd52bff597fcaf4efe50713.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
