<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>28</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The Impact of Europeanization on Turkey’s Foreign Policy</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تأثیرپذیری سیاست خارجی ترکیه از روند اروپایی‌شدن</VernacularTitle>
			<FirstPage>591</FirstPage>
			<LastPage>610</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18976</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>کیهان</FirstName>
					<LastName>برزگر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-3571-6204</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>مفیدی احمدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یکی از موضوعاتی که در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است، تأثیر فرایند الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا بر سیاست خارجی این کشور است. در این چارچوب این مقاله با بهره‌گیری از روشی توصیفی‌ـ‌تحلیلی با صبغه تاریخی و با استفاده از چارچوب نظری ادبیات اروپایی‌شدن، در پی پاسخ به این پرسش است که رویکرد سیاست خارجی ترکیه در فرایند الحاق این کشور به اتحادیه اروپا چه تغییری کرده است؟ به‌نظر می‌رسد فرایند الحاق به اتحادیه اروپا، با تأثیرگذاری بر حوزه‌های راهبردی (محاسبات هزینه‌ـ‌فایده)، مشروعیت‌بخشی (به سیاست‌های حزب حاکم) و هویتی، سیاست خارجی این کشور را متأثر کرده است. برای آزمون این فرضیه، نگارندگان تلاش کرده‌اند به تشریح تأثیر فرایند الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا بر باز شدن گام‌به‌گام فضای مناظره در مورد مسائل سیاست خارجی، امکان یافتن ظهور و بروز لایه‌های هویتی متعدد و درنتیجه اتخاذ گونه‌ای سیاست خارجی چندبعدی و جایگزینی گام‌به‌گام هنجارهای اروپایی مبتنی‌بر چندجانبه‌گرایی، دیپلماسی و قدرت نرم به‌جای رویکرد انعطاف‌ناپذیر و دشمن‌گرای پیشین این کشور بپردازند. به اعتقاد نگارندگان، تغییر در رویکردهای ترکیه در مواجهه با تحولات سوریه و عراق نیز خارج از حوزه سیاست خارجی اروپایی‌شده این کشور در حوزه مدیریت بحران، تفسیر تحولات، ائتلاف‌سازی و نهادسازی نیست.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اروپایی‌شدن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اتحادیه اروپا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترکیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیاست خارجی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سوریه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_18976_7c99c295147d1724d147f57ca021b893.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>28</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Turkey’s Justice and Development Party and the Middle Eastern Developments: Bahrain as a Case Study</ArticleTitle>
<VernacularTitle>حزب عدالت و توسعه ترکیه در قبال تحولات خاورمیانه: مطالعه موردی بحرین</VernacularTitle>
			<FirstPage>611</FirstPage>
			<LastPage>630</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18979</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>نورانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>یاور</FirstName>
					<LastName>علی‌نیا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>هادی</FirstName>
					<LastName>عسگری دولاما</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تبدیل خاورمیانه (شامل شمال آفریقا) به کانون توجه تلاش‌های سیاست خارجی ترکیه نشان از وجود بعد قدرتمند هویتی در سیاست خارجی جدید این کشور دارد. موضوع موردنظر این مقاله، دیدگاه حزب عدالت و توسعه (دولت حاکم) ترکیه در مورد تحولات خاورمیانه به‌ویژه در بحرین است و مبانی نظری استفاده‌شده در مقاله مبتنی‌بر نظریه سازه‌انگاری است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که ترکیه در گذشته رویکردی در قبال شورای همکاری خلیج فارس داشت و تلاش می‌کرد با این شورا کاملاً در یک جبهه قرار نگیرد و به‌‌گونه‌ای موضع‌گیری کند که منافع خود در منطقه را تامین نماید. در این مقاله و در پاسخ به این پرسش که آیا کشور ترکیه خواهد توانست در بلندمدت نقش خود را در منطقه و جهان به‌عنوان قدرتی تأثیرگذار ایفا کند؟ باید گفت که با توجه به مواجه بودن ترکیه با چالش‌های عمده در سطوح داخلی و منطقه‌ای، این کشور مسیر دشواری را برای دستیابی به اهداف بلندمدت خود که همان افزایش نقش و نفوذ در تحولات منطقه‌ای و جهانی است، در پیش دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترکیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حزب عدالت و توسعه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خاورمیانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بحرین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سازه‌انگاری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_18979_a4ccc8719a8ba70adb84997ac4148048.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>28</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The Strategies of the Islamic Republic of Iran and Saudi Arabia with Respect to the Syrian Crisis</ArticleTitle>
<VernacularTitle>راهبردهای جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی درقبال بحران سوریه</VernacularTitle>
			<FirstPage>631</FirstPage>
			<LastPage>655</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18980</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سیدعلی</FirstName>
					<LastName>نجات</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به عنوان دو قدرت منطقه‌ای، از دیرباز به عنوان دو رقیب اصلی در منطقه خاورمیانه شناخته می‌شدند، اما طی سال‌های اخیر روابط میان این دو کشور بسیار پیچیده‌تر شده و ابعاد جدیدی به خود گرفته است. در این میان، یکی از مسائلی که در سال‌های اخیر روابط تیره‌ میان این دو کشور را پیچیده‌تر ساخته است بحران و جنگ داخلی سوریه می‌باشد. در جریان بحران سوریه، جمهوری اسلامی ایران و عربستان بنا به اهداف و منافع خاص خود در سوریه موضع‌گیری متناقضی اتخاذ نموده‌اند. از‌ همین رو، هدف نوشتار حاضر، تبیین راهبرد جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در قبال بحران سوریه از سال 2011 تا 2015 می‌باشد. در همین راستا، نویسنده با بهره‌گیری از روش توصیفی‌ـ‌‌‌تحلیلی و با رویکرد مقایسه‌ای، به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی بوده است که جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی چه رویکردی را در قبال بحران سوریه اتخاذ کرده‌اند؟ فرضیه‌ای که در پاسخ به این پرسش مطرح می‌شود این است که عربستان سعودی سعی کرده است تا با حمایت از معارضین نظام در سوریه و پشتیبانی از گروه‌های سلفی جدید، موازنه قدرت را به نفع خویش تغییر دهد، جمهوری اسلامی ایران نیز سعی نموده است تا با حمایت از دولت سوریه و تقویت محور مقاومت موازنه قوا را به نفع خویش حفظ کند. </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بحران سوریه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژئوپلیتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیاست خارجی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جمهوری اسلامی ایران</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عربستان سعودی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موازنه قوا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_18980_0a46864eecae49a324586ad2e2a1d2a0.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>28</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Immigration of the Muslims of the North African Countries to France from 2000 to 2014: Opportunity or Threat</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مهاجرت مسلمانان کشورهای شمال آفریقا به فرانسه از سال 2000 تا 2014: فرصت یا تهدید؟</VernacularTitle>
			<FirstPage>657</FirstPage>
			<LastPage>675</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18981</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>صفورا</FirstName>
					<LastName>ترک لادانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهره</FirstName>
					<LastName>قبادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پس از جنگ جهانی دوم، تعداد زیادی از مسلمانان کشورهای شمال آفریقا به فرانسه مهاجرت کردند، که حضور استعماری ٢٠٠ ساله‌ فرانسه و به تبع آن گسترش فرهنگ و زبان فرانسه در این کشورها زمینه‌ساز این مهاجرت‌ها بوده و علت این مهاجرت از سوی کشور مبدأ، شرایط نامساعد اقتصادی، قحطی و جنگ، و از سوی کشور مقصد، کمبود نیروی انسانی برای کار بوده است. پدیده مهاجرت همواره دربردارنده جنبه‌های مثبت و منفی بسیاری چه برای کشورهای مهاجرفرست و چه برای کشورهای مهاجرپذیر می‌باشد. هدف این پژوهش با اتخاذ روش نقد توصیفی‌ـ‌تحلیلی این است که نشان دهد حضور این مهاجران در فرانسه برای این کشور فرصت به‌شمار می‌آید، یا تهدید؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که حجم این مهاجرت به فرانسه با دارا بودن فرصت‌های معمول ازجمله جبران نیروی کار و استفاده از ظرفیت‌های علمی این مهاجران، همواره چالش‌های امنیتی و نگرانی‌های فراوانی چون بیکاری، تغییر بافت جمعیتی از بُعد نژادی و مذهبی و نیز رشد گروه‌های تروریستی در این کشور را که گاهی در غالب گروه‌های تندرو اسلامی شکل می‌گیرند، در پی دارد که با گذشت زمان شدت و گستره این چالش‌ها افزایش می‌یابد و این امکان وجود دارد که چالش‌های ذکرشده در آینده امنیت فرانسه را با خطر مواجه کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مهاجرت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مهاجرپذیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرانسه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کشورهای شمال آفریقا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرار مغزها</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جمعیت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_18981_270b632137b56a48dd05c091225634ba.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>28</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The Limits to the Principle of Sovereignty in the Chemical Weapons Convention from an International Law Perspective</ArticleTitle>
<VernacularTitle>محدودیت‌ها بر اصل حاکمیت در کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی از دیدگاه حقوق بین‌الملل</VernacularTitle>
			<FirstPage>677</FirstPage>
			<LastPage>701</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18982</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>تقی‌زاده انصاری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>اصفهانی‌نژاد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف این مقاله روشن ساختن حدود، ثغور و قلمرو هنجارسازی در حقوق بین‌الملل خلع سلاح با نگاه ویژه به کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی در زمینه محدود کردن تعریف سنتی حاکمیت دولت‌ها می‌باشد. پرسش اصلی مقاله، درباره میزان و درجه محدودیت‌های اعمال‌شدة برآمده از کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی بر اصل حاکمیت دولت‌ها است. در پرسش‌های فرعی، تعریف و مختصات سنتی اصل حاکمیت دولت‌ها و روند محدودسازی حاکمیت مطلق دولت‌ها پیش و پس از تصویب کنوانسیون حقوق معاهدات 1969 و قوی‌تر بودن این محدودیت‌ها بر اصل حاکمیت در کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی ‌نسبت به سایر معاهدات خلع سلاح، مطرح شده‌اند. بخش نخست این مقاله به تاریخچه اصل حاکمیت اشاره داشته و نشان می‌دهد که در معاهدات سنتی خلع سلاح، اصل حاکمیت کاملاً محترم شمرده می‌شد. در بخش دوم مقاله نشان داده شده است که فلسفه وجودی کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی در زمینه تعهدات از معاهدات خلع سلاحی سنتی فاصله داشته و به این منظور، پس از معرفی ساختار حقوقی کنوانسیون، تعهدات خاص دولت‌ها و اقدامات آن‌ها در این زمینه مورد بررسی قرار خواهند گرفت. درنهایت بررسی‌های مذکور به این امر ختم خواهند شد که محدودیت‌های اعمال‌شده بر حاکمیت در کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی نسبت به سایر معاهدات خلع‌سلاحی البته با برخی ویژگی‌ها بیشتر است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اصل حاکمیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خلع سلاح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کنترل تسلیحات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کنوانسیون منع اشاعه هسته‌ای</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_18982_b1a6da1fe555b20268bf9ce70ed980e7.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>وزارت امور خارجه</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه سیاست خارجی</JournalTitle>
				<Issn>23829680</Issn>
				<Volume>28</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Iran and Lobbying in the European Union: Capacities and Mechanisms</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ایران و لابی‌گری در اتحادیه اروپایی: ظرفیت‌ها و سازوکارها</VernacularTitle>
			<FirstPage>703</FirstPage>
			<LastPage>728</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">18983</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>جوادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2016</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این مقاله درصدد تبیین اهمیت و جایگاه لابی‌گری در سطح اتحادیه اروپایی و برآورد ظرفیت‌ها و سازوکارهای حضور ایران در این عرصه بوده و درحقیقت، به‌دنبال پاسخی برای این پرسش اصلی است که با وجود شکنندگی روابط، چگونه ایران و اتحادیه اروپایی می‌توانند به فهمی مشترک از موضوعات و چالش‌های دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی دست یابند و روابط دوجانبه را در روندی رو‌به‌‌رشد شکل دهند. می‌توان فرضیه نوشتار حاضر را این‌گونه عنوان کرد که ایران ضمن توجه به دو مؤلفه “گفتگو” و “دیپلماسی” با اتحادیه اروپایی، نیازمند بهره‌گیری از مؤلفه “لابی‌گری” در قالب ظرفیت‌های بازیگران غیردولتی نیز هست. با توجه به سطح کنونی روابط و آمار و ارقام موجود، به‌نظر می‌رسد در وهله نخست، جمهوری اسلامی ایران توانایی بهره‌گیری از ظرفیت اندیشکده‌ها و مؤسسات تحقیقاتی مستقر در اتحادیه اروپایی را دارد، زیرا کارویژه اصلی اندیشکده‌ها، ارائه اطلاعات، راهکارها و توصیه‌‌های سیاستی به نهادهای اجرایی اتحادیه اروپایی است و همکاری منسجم و هدفمند ایران با اتاق‌های فکر اروپایی به فهم غرب از رفتار ایران و تسهیل همکاری‌ها در سطوح دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی در عرصه‌های موضوعی گوناگون کمک خواهد کرد. در پژوهش حاضر برای نشان دادن اهمیت لابی‌گری در سطح اتحادیه اروپایی و نقش آن در بهبود روابط ایران و اتحادیه، از نظریه “دسترسی” استفاده شده و به‌لحاظ روش‌شناسی از نوع مطالعه تحلیلی بوده که در آن برای جمع‌آوری اطلاعات از روش اسنادی‌ـ‌کتابخانه‌ای بهره گرفته شده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لابی‌گری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اتحادیه اروپایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بازیگران غیردولتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مفاهمه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://fp.ipisjournals.ir/article_18983_1bb5dc166a3dd535de9fb463e487a03c.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
